قانون بازگشت

مردی از یکی از دره های پیرنه در فرانسه می گذشت ، که به چوپان پیری برخورد. غذایش را با او تقسیم کرد و مدت درازی درباره ی زندگی صحبت کردند . بعد صحبت به وجود خدا رسید .

مرد گفت : اگر به خدا اعتقاد داشته باشم باید قبول کنم که آزاد نیستم و مسوول هیچ کدام از اعمالم نیستم . زیرا مردم می گویند که او قادر مطلق است و اکنون و گذشته و آینده را می شناسد.

چوپان زیر آواز زد و پژواک آوازش دره را آکند . بعد ناگهان آوازش را قطع کرد و شروع کرد به ناسزا گفتن به همه چیز و همه کس . صدای فریادهای چوپان نیز در کوهها پیچید و به سوی آن دو بازگشت .

سپس چوپان گفت : زندگی همین دره است ، آن کوهها ، آگاهی پروردگارند ؛ و آوای انسان ، سرنوشت او . آزادیم آواز بخوانیم یا ناسزا بگوئیم ، اما هر کاری که می کنیم ، به درگاه او می رسد و به همان شکل به سوی ما باز می گردد .

"خداوند پژواک کردار ماست"

پائولو کوئیلو

زلال باش

فرقی نمی کند دریا باشی یا برکه , زلال که باشی آسمان در تو پیداست.....

خرم آن روز

 

خرم آن روز كز اين منزل ويران بروم

راحت جان طلبم واز پي جانان بروم

گر چه دانم كه به جايي نبرد راه غريب

من به بوي سر آن زلف پريشان بروم

چون صبا با تن بيمار و دل بي طاقت

به هواداري آن سرو خرامان بروم

در ره او چو قلم گر به سرم بايد رفت

با دل زخم كش و ديده گريان بروم

نذر كردم گر از اين غم بدرآيم روزي

تا در ميكده شادان و غزلخوان بروم

به هواداري او ذره صفت رقص كنان

تا لب چشمه خورشيد درخشان بروم

ور چو حافظ ز بيابان نبرم ره بيرون

همره كوكبه آصف دوران بروم

 

يه پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازي ميکردن. پسر کوچولو يه سري تيله داشت و دختر کوچولو چندتايي شيريني با خودش داشت.

پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت من همه تيله هامو بهت ميدم؛ تو همه شيرينياتو به من بده. دختر کوچولو قبول کرد.

پسر کوچولو بزرگترين و قشنگترين تيله رو يواشکي واسه خودش گذاشت کنار و بقيه رو به دختر کوچولو داد. اما دختر کوچولو همون جوري که قول داده بود تمام شيرينياشو به پسرک داد.

همون شب دختر کوچولو با ارامش تمام خوابيد و خوابش برد. ولي پسر کوچولو نمي تونست بخوابه چون به اين فکر مي کرد که همونطوري خودش بهترين تيله اشو يواشکي پنهان کرده شايد دختر کوچولو هم مثل اون يه خورده از شيرينيهاشو قايم کرده و همه شيريني ها رو بهش نداده.

نتيجه اخلاقي داستان

عذاب وجدان هميشه مال كسي است كه صادق نيست

آرامش مال كسي است كه صادق است

لذت دنيا مال كسي نيست كه با آدم صادق زندگي مي كند

آرامش دنيا مال اون كسي است كه با وجدان صادق زندگي ميكند

درخت و عابد

در ميان بني اسرائيل عابدي بود. وي را گفتند: فلان جا درختي است و قومي آن را مي پرستند. عابد خشمگين شد، برخواست و تبر بر دوش نهاد تا آن درخت را برکند.

ابليس به صورت پيري ظاهر الصلاح، بر مسير او مجسم شد، و گفت: اي عابد، برگرد و به عبادت خود مشغول باش!

 عابد گفت: نه، بريدن درخت اولويت دارد. مشاجره بالا گرفت و درگير شدند.عابد بر ابليس غالب آمد و وي را بر زمين کوفت و بر سينه اش نشست.

 ابليس در اين ميان گفت: دست بدار تا سخني بگويم، تو که پيامبر نيستي و خدا بر اين کار تو را مامور ننموده است، به خانه برگرد، تا هر روز دو دينار زير بالش تو نهم؛ با يکي معاش کن و ديگري را انفاق نما و اين بهتر و صوابتر از کندن آن درخت است؛

عابد با خود گفت : راست مي گويد، يکي از آن به صدقه دهم و آن ديگر هم به معاش صرف کنم و برگشت.

بامداد ديگر روز، دو دينار ديد و بر گرفت. روز دوم دو دينار ديد و برگرفت. روز سوم هيچ نبود. خشمگين شد و تبر برگرفت. باز در همان نقطه، ابليس پيش آمد و گفت: کجا؟

عابد گفت: تا آن درخت برکنم؛ گفت :دروغ است، به خدا هرگز نتواني کند. در جنگ آمدند. ابليس عابد را بيفکند چون گنجشکي در دست!

عابد گفت: دست بدار تا برگردم. اما بگو چرا بار اول بر تو پيروز آمدم و اينک، در چنگ تو حقير شدم؟

ابليس گفت: آن وقت تو براي خدا خشمگين بودي و خدا مرا مسخر تو کرد، که هرکس کار براي خدا کند، مرا بر او غلبه نباشد؛ ولي اين بار براي دنيا و دينار خشمگين شدي، پس مغلوب من گشتي.

ثروت-سخنان مشاهیرجهان

 

زماني کزروس به کورش بزرگ گفت چرا از غنيمت هاي جنگي چيزي را براي خود بر نمي داري و همه را به سربازانت مي بخشي.

کورش گفت اگر غنيمت هاي جنگي را نمي بخشيديم الان دارايي من چقدر بود؟

كزروس عددي را با معيار آن زمان گفت.

کورش يکي از سربازانش را صدا زد و گفت برو به مردم بگو کورش براي امري به مقداري پول و طلا نياز دارد. سرباز در بين مردم جار زد و سخن کورش را به گوششان رسانيد.مردم هرچه در توان داشتند براي کورش فرستادند.

وقتي که مالهاي گرد آوري شده را حساب کردند ، از آنچه کزروس انتظار داشت بسيار بيشتر بود.

کورش رو به کزروس کرد و گفت ، ثروت من اينجاست. اگر آنها را پيش خود نگه داشته بودم ، هميشه بايد نگران آنها بودم . زماني که ثروت در اختيار توست و مردم از آن بي بهره اند مثل اين مي ماند که تو نگهبان پولهايي که مبادا کسي آن را ببرد.

اخلاق

روزي از دانشمندي رياضيدان  نظرش را درباره زن و مرد  پرسيدند...جواب داد

اگر زن يا مرد داراي  اخلاق باشند پس مساوي هستند با عدد يک 1

 اگر داراي زيبايي هم باشند پس يک صفر جلوي عدد يک ميگذاريم 10

اگر پول هم داشته باشند دوتا صفر جلوي عدد يک ميگذاريم  100

اگر داراي اصل و نصب هم باشند پس سه تا صفر  جلوي عدد يک ميگذاريم  1000

ولي اگر زماني عدد يک رفت (اخلاق) چيزي به جز صفر باقي نمي ماند و صفر هم به تنهايي هيچ نيست .پس انسان هيچ ارزشي نخواهد داشت .

 نتيجه :  اگر اخلاق نباشد  انسان خداي ثروت و اصل و نسب و زيبايي هم باشد هيچ نيست

صبرکلیدهر دردی است

۱.براستی كه بهترین اخلاق مردان، حلم و بردباری است.

2.اگر با شكیبایی زندگی كنید، بردباری می آموزید.

3.شكیبایی تلاش مثبت و قلبی برای درك باورها، كنش ها و عادات دیگری است، بدون این كه به سهیم شدن و پذیرفتن آنها نیازی باشد.

4.     شكیبایی چاره آن كس است كه دستش از چاره های دیگر كوتاه باشد.

5.     باید با صبر و شكیبایی عیب هایی را كه نه می توانیم در خود و نه در دیگران تغییر دهیم، تحمل كنیم.

6.     كلید همه چیز شكیبایی است ، جوجه را از تخم می گیرند ، ولی تخم را خرد نمی كنند.

7.     كسی كه صبر كند، رنج و محنت او سبك می شود.

8.     از دست دادن ثروت مهم نیست، صبر را نباید از دست داد.

9.     بردباری كلید شادمانی است و شتاب كلید اندوه.

10. تحمل و بردباری بالاترین جرئت و جسارت است.

11. موفقیت هایی كه نصیب بشر شده عموماً در سایه تحمل و بردباری بوده است.

12. بر شّری كه پرهیز از آن ممكن نیست با تحمل و بردباری می توان پیروز شد.

13. بردباری در زمان خشم و خوشرویی هنگام عُسرت ( سختی ) مشكل ترین كارهاست.

نگاهی به مجوعه های ماه رمضان در دهه 80 از شبکه یک سیما از چراغ خاموش تادر مسیر زاینده رود

مجله سی نت:   مجموعه‌های ویژه ماه رمضان از سال 1380 با پخش سریال"چراغ خاموش" آغاز شد و امسال مجموعه تلویزیونی "در مسیر زاینده‌رود" برای این ایام از شبکه یک پخش می شود.

سریالهای مختلفی چون چراغ خاموش، نسیم رویا، یکی مثل من، اگه بابام زنده بود، مرده متحرک، صاحبدلان، اغماء، روز حسرت و نردبام آسمان از سال 80 تا 88 روی آنتن شبکه یک رفته است.

شبکه یک سیما برای ماه رمضان امسال نیز مجموعه تلویزیونی "در مسیر زاینده رود" را به نوسیندگی علیرضا نادری، کارگردانی حسن فتحی و تهیه‌کنندگی اسماعیل عفیفه آماده کرده استد.به همین سبب نگاهی داریم به این مجموعه و تمامی مجموعه هایی که از سال 1380 در این ماه از شبکه یک سیما پخش شده است:

"در مسیر زاینده رود" (1389)
این مجموعه قرار است از اول ماه رمضان ساعت 22:15 ازشبکه یک پخش ‌شود و در آن مسعود رایگان، حسین محجوب، مهدی باقربیگی، مهرانه مهین ترابی، اشکان خطیبی، بهنوش طباطبایی، پردیس افکاری، مهرداد ضیایی، هومن برق نورد، افسانه پاکرو، مهدی سلطانی، الهه حسینی، فرخ نعمتی، حمیدرضا آذرنگ، مهران نائل و نیما نادری بازی می‌کنند.

خلاصه داستان:
مهران سارنگ فوتبالیست جوان و با آتیه تهرانی که برای عقد قرارداد با یک باشگاه تازه تاسیس به اصفهان سفر کرده، طی تصادف با مسعود مصیب جوان نخبه اصفهانی، با او درگیر می‌شود و این آغاز ماجرایی طولانی است...

حاشیه‌ها:
- مجموعه "در مسیر زاینده‌رود" تنها مجموعه ماه رمضان امسال بود که وقتی کلید خورد با حضور اسماعیل عفیفه، تهیه‌کننده و خبرنگاران نشست خبری برگزار شد و عفیفه توضیحاتی درباره این پروژه به خبرنگاران داد. این نشست خبری در دفتر او برپا شد.
- عفیفه در نشست خبری اعلام کرد از یک سال پیش با مهرانه مهین ترابی برای بازی در این پروژه صحبت کرده بود.
- حسن فتحی در این مجموعه همچون آثار قبلی‌اش سعی کرده از بازیگران تئاتر استفاده کند.
- شنیده می‌شود کریم باقری از تیم پیروزی و آرش برهانی از تیم استقلال در این مجموعه تلویزیونی بازی می‌کنند.
- در این مجموعه فتحی از مهدی باقربیگی برای بازی بهره برده که می‌تواند برای مخاطبان تا حدودی "قصه‌های مجید" او را تداعی کند.
- قرار بود 90 درصد لوکیشن ها در اصفهان باشد، اما گروه لوکیشن‌هایی در تهران پیدا کرد تا فضای اصفهان را داشته باشد و در مجموع 30 تا 35 درصد از کار در اصفهان ضبط شود.
- حسن فتحی قصد دارد بعد از موفقیت "میوه ممنوعه" بخت خودش را بار دیگر با مجموعه "در مسیر زاینده‌رود" امتحان کند. او برای نگارش این مجموعه نیز همچون "میوه ممنوعه" از علیرضا نادری بهره برده است.

"چراغ‌های خاموش" (1380)
مجموعه "چراغ‌های خاموش" به کارگردانی کاظم بلوچی، نویسندگی علی خودسیانی و تهیه‌کنندگی بلوچی و محمد غلامپور برای ماه رمضان سال 80 تهیه شد. در این مجموعه اسماعیل شنگله، فرامرز صدیقی، هایده حائری، غزل ارجمند، مهدی سلوکی، رحیم نوروزی، خسرو احمدی، اسدالله منجزی، حسین چنگی، مهدی فقیه، محسن رمضانی، ولی‌الله شیراندامی و ... بازی کردند.

خلاصه داستان:
بهزاد جوان 21 ساله‌ای است که در یک خانواده متمول زندگی می‌کند. پدر و مادرش آنقدر در کار خود غرق هستند که توجهی به فرزندان خود ندارند. بهزاد دوستان نابابی دارد و دچار مشکلات حاد می‌شود. او که از طرف پلیس تحت تعقیب است با پسر نابینایی آشنا می‌شود و در یک زندگی اجباری با این نوجوان روشندل پی به حقیقت پیرامون خود می‌برد. از سوی دیگر پدر و مادر همدیگر را متهم می‌کنند و خانواده در حال از هم پاشیدن است که حضور پدربزرگ مانع فرو ریختن خانواده می‌شود.

"نسیم رویا" (1381)
شبکه یک مجموعه تلویزیونی "نسیم رویا" را به کارگردانی کاظم بلوچی و محسن عظیم‌نیا، نویسندگی حسن مشگلاتی و تهیه‌کنندگی محمدباقر فاضل برای ماه رمضان سال 81 آماده کرد. در این مجموعه بهزاد فراهانی، حسن جوهرچی، پرویز فلاحی‌پور، ژاله صامتی، آناهیتا همتی، شراره رخام، محمود جعفری، مهدی فقیه، زنده یاد لوریک میناسیان، نیما رئیسی و جلیل فرجاد بازی کردند.

خلاصه داستان:
عده‌ای زن و مرد، جدا از هم با آدرسی که در دست دارند وارد خانه‌ای قدیمی می‌شوند که بعداً مشخص می‌شود خانه پدری آنهاست و همگی آنها خواهر و برادر هستند و از قدیم با هم مشکلاتی داشته و از هم گریزان بودند. آنها در این تجمع اجباری داستان خود را روایت می‌کنند. در انتها متوجه می‌شوند نامه‌ای از طرف پدر و بنا به درخواست مادر مرحوم شان نوشته شده تا آنها را با هم رو در رو کنند.

حاشیه‌:
- کاظم بلوچی کارگردانی دو سال مجموعه ماه رمضان شبکه یک را بر عهده داشت. البته مجموعه‌های او زیاد مورد استقبال مخاطبان قرار نگرفت.

"یکی مثل من" (1382)
شبکه یک مجموعه تلویزیونی "یکی مثل من" را به کارگردانی محسن شاه‌محمدی، تهیه‌کنندگی سیدجمال ساداتیان و نویسندگی مهدی سجاده‌چی برای ماه رمضان سال 82 تهیه کرد. در این مجموعه صالح آقامیرزایی، رونا قیصرنژاد، هما خاکپاش، زهره فکور صبور، بهروز سلطانی‌فر و بهناز توکلی به ایفای نقش پرداختند.

خلاصه داستان:
این مجموعه روایتگر زندگی دختری به نام آهو است که در پرورشگاه بزرگ شده است. آهو با پسری ازدواج می‌کند و از وی صاحب فرزندی می‌شود، اما در همین حین شوهرش به دلیل کارهای قاچاق به زندان می‌افتد. در نتیجه آهو با بچه‌ای در شکم تنها می‌ماند و چاره‌ای جز پناه بردن به امام رضا (ع) ندارد. پس راهی مشهد می‌شود و ...

حاشیه‌ها:
- نام این مجموعه در ابتدا "میعاد در سپیده دم" بود، اما تغییر کرد.
- این مجموعه ابتدا قرار بود به کارگردانی ابراهیم سلطانی‌فر تهیه شود، اما او در اواسط تصویربرداری از پروژه کنار کشید و محسن شاه‌محمدی جایگزین او شد.

"اگه بابام زنده بود" (1383)
شبکه یک مجموعه تلویزیونی "اگه بابام زنده بود" را به کارگردانی همایون اسعدیان و تهیه‌کنندگی محمد رضایی برای ماه رمضان سال 83 روی آنتن فرستاد. در این مجموعه پرویز فلاحی‌پور، مهرانه مهین ترابی، سیامک انصاری، اشکان خطیبی، نادر سلیمانی، محسن قاضی‌مرادی و زهرا اویسی به ایفای نقش پرداختند.

خلاصه داستان:
این مجموعه درباره چند جوان است که از بیکاری و بی‌پولی رنج می‌برند، به همین دلیل تصمیم می‌گیرند از مکانی سرقت کنند. آنها در قالب دستفروش رو به روی مکان مورد نظر سکنی می‌گزینند و سعی می‌کنند آنها را زیر نظر بگیرند تا نقشه خود را در فرصت مناسب عملی کنند، اما ...

حاشیه‌ها:
- نام این مجموعه ابتدا "دزدان باشخصت" بود، اما مدیران شبکه یک تصمیم گرفتند نام این مجموعه را تغییر دهند.
- فیلمنامه این مجموعه را حمیدرضا باباگلی و جابر قاسمعلی نوشته بودند، اما بعد از پخش چند قسمت از این مجموعه قاسمعلی به دلیل تغییرات زیاد فیلمنامه و ضعیف بودن ساختار از تهیه‌کننده خواست نام او را از تیتراژ مجموعه حذف کنند.
- علاوه بر مجموعه "اگه بابام زنده بود"، مجموعه تلویزیونی "روح مهربان" از تولیدات گروه خانواده هم به کارگردانی امیر قویدل برای پخش در ماه رمضان نظر گرفته شد و قرار بود در برنامه سیمای خانواده روی آنتن برود، اما شبکه یک اعلام کرد به دلیل کیفیت بالا، این مجموعه بعدها از این شبکه پخش خواهد شد. البته پخش آن با تاخیر چند ساله همراه شد و در نهایت به صورت هفتگی از شبکه یک روی آنتن رفت.

"مرده متحرک" (1384)
شبکه یک مجموعه تلویزیونی "مرده متحرک" را ماه رمضان سال 84 پخش کرد. از عوامل این مجموعه می‌توان به رضا کریمی کارگردان، سعید رحمانی فیلمنامه‌نویس و کتایون ریاحی، مجید صالحی، پرویز فلاحی‌پور، اسماعیل خلج، فردوس کاویانی و رامین ناصر نصیر بازیگران اشاره کرد.

خلاصه داستان:
این مجموعه روایتگر جوانی به نام جلال است که به دلیل بدبیاری‌های مختلف قصد رفتن به ناکجاآباد را دارد، اما طی اتفاقاتی جنازه‌ای پیدا می‌کند که متوجه می‌شود میلیاردها تومان ارزش دارد.

حاشیه‌ها:
- نام این مجموعه ابتدا "دوست اختصاصی من" بود، اما هنگام پخش نام این مجموعه به "مرده متحرک" تغییر کرد.
- حضور کتایون ریاحی در یک مجموعه پس از حضور موفق‌ در فیلم‌های سینمایی سال‌های گذشته بود.
- رضا کریمی، کارگردان بعد از پخش این مجموعه گفت: مجید صالحی منجر به تقویت بار طنز این مجموعه شد، چرا که مجموعه مبنا را بر تقویت طنز کار گذاشته بود، به همین دلیل سعی شد بازیگری انتخاب شود که این مشخصه ها را داشته باشد.
- سعید رحمانی، نویسنده این مجموعه هم بعد از پخش چند قسمت از "مرده متحرک" اعلام کرد مدیران صدا و سیما از تولید این مجموعه واهمه داشتند. علاوه بر آن دیالوگ‌های مجید صالحی بداهه‌ خودش بود.

"صاحبدلان"(1385)
شبکه یک مجموعه "صاحبدلان" را به کارگردانی محمدحسین لطیفی، نویسندگی علیرضا طالب‌زاده و تهیه‌کنندگی رضا جودی برای ماه رمضان سال 85 آماده کرد. در این مجموعه حسین محجوب، محمد کاسبی، ثریا قاسمی، باران کوثری، مهرانه مهین ترابی، حمید ابراهیمی، برزو ارجمند، پوریا پورسرخ، سیروس گرجستانی و هائده حائری به ایفای نقش پرداختند.

خلاصه داستان:
ماجرای زندگی دو برادر به نام های خلیل و جلیل را دنبال می کند که در انتخاب مسیر زندگی خود راه‌هایی کاملاً جدا از هم در پیش گرفته اند، اما اتفاقاتی آنها را رو در رو هم قرار می‌دهد.

حاشیه‌‌ها:
- نام این مجموعه در ابتدا "ساده‌دلان" بود، اما بر مبنای تصمیم مدیران شبکه یک نام این مجموعه تغییر کرد، چرا که ممکن بود نام ساده دلان به مفهوم این مجموعه ضربه بزند.
- "صاحبدلان" پس از "وفا" دومین مجموعه مناسبتی محمدحسین لطیفی بود.
- رضا جودی با توجه به موفقیت نسبی مجموعه "مرده متحرک" برای دومین سال متوالی تهیه مجموعه مناسبتی شبکه یک را بر عهده گرفت.
- محمدحسین لطیفی بعد از پخش این مجموعه گفت: وقتی فیلمنامه علیرضا طالب‌زاده را خواندم، همان حسی را که به من منتقل شد ساختم. حال این تزریق حس ممکن است در فرد دیگری که فیلمنامه را می‌خواند متفاوت باشد. گرچه من در نگارش مراوده‌ای با طالب‌زاده نداشتم.
او اعلام کرد در این مجموعه می‌توانست از کاخ سعدآباد به دلیل فرعونی بودن قصه برای زندگی جلیل استفاده کند تا اشرافی بودن او را بیشتر نشان دهد، اما این اتفاق به دو دلیل نیفتاد. اول اینکه خودش علاقمند نبود این کار انجام شود و مردم فکر کنند زندگی جلیل از آنها خیلی فاصله دارد و او را از خودشان جدا بدانند. دوم اینکه باید هزینه مجموعه جواب می داد که اگر می خواست از لوکیشن چند میلیونی استفاده کند، تهیه کننده باید به زندان می رفت که این منطقی نبود.
- باران کوثری هم با بازی در "صاحبدلان" نخستین تجربه تلویزیونی‌اش را کسب کرد.

"اغماء" (1386)
شبکه یک سیما مجموعه تلویزیونی "اغماء" را به کارگردانی سیروس مقدم و تهیه‌کنندگی رضا جودی برای ماه رمضان 86 تهیه کرد. در این مجموعه امین تارخ، لعیا زنگنه، ایرج نوذری، ناصر ممدوح، عبدالرضا اکبری، حامد کمیلی، لادن طباطبایی، شیرین بینا، نفیسه روشن، سعید داخ، افشین سنگ‌چاپ، فلور نظری، شیوا خنیانگر، غزاله جزایری و کورش سلیمانی بازی می‌کنند.

خلاصه داستان:
این مجموعه روایتگر زندگی دکتر طه پژوهان فوق تخصص جراحی مغز و اعصاب است. او به دلیل جراحی‌های موفقی که روی رزمندگان داشته به عنوان پنجه طلا مشهور است. تا اینکه همسرش مولود مبتلا به بیماری حادی می‌شود و او بر سر دوراهی قرار می‌گیرد ...

حاشیه‌ها:
- اتفاقی که برای پروژه "وفا" افتاد برای مجموعه "اغماء" هم رخ داد. علیرضا افخمی که ابتدا به عنوان ناظر کیفی در "وفا" حضور داشت، به تدریج به دلیل اعمال نظرهای بسیار بر فیلمنامه و تغییرات بیش از اندازه جایگزین فریدون جیرانی شد. همین اتفاق هم در "اغماء" افتاد و فیلمنامه‌ داریوش مختاری مورد تائید افخمی قرار نگرفت و خودش جایگزین او شد.
- علیرضا افخمی که همزمان ناظر کیفی مجموعه ماه رمضان شبکه سه سیما هم هست، به دلیل کمبود وقت نتوانست به موقع فیلمنامه را برساند و همین امر موجب شد متن‌ها با تاخیر برسد، حتی برخی روزها به دلیل آماده نبودن متن، گروه کار نمی‌کرد.
- گفته می‌شود بعد از ضبط چند قسمت از مجموعه "اغماء" مدیران شبکه یک تصمیم گرفتند لعیا زنگنه که در این مجموعه نقش متخصص بیهوشی را بازی می‌کند، با حجاب چادر در مجموعه حاضر باشد. همین امر منجر به قهر چند روزه زنگنه از پروژه شد، اما در نهایت او راضی شد چادر سر کند و دوباره سکانس‌های بدون چادر ضبط شود.
- رضا جودی با تهیه‌کنندگی مجموعه "اغماء" سومین سال متوالی است که تهیه‌کنندگی مجموعه‌های ماه رمضان را تجربه می‌کند.
- گفته می‌شود جودی قبل از اینکه کارگردانی این پروژه را به سیروس مقدم بدهد با مهدی فخیم زاده برای ساخت آن مذاکراتی کرده بود، اما فخیم‌زاده به خاطر حساسیت‌هایی که برای ساخت مجموعه دارد و محدودیت زمان برای تولید، کارگردانی پروژه را قبول نکرد.
- سیروس مقدم، کارگردان بعد از پخش مجموعه اعلام کرد کارگردانی این پروژه دو جذابیت خاص برایش داشت، اول اینکه این ژانر را تا به حال تجربه نکرده بود، چرا که محوریت کار پزشکی متافیزیکی و ماورایی بود. دیگر اینکه کار مناسبتی برای ماه رمضان است.

"روز حسرت" (1387)
شبکه یک مجموعه تلویزیونی "روز حسرت" را به کارگردانی سیروس مقدم و تهیه ‌کنندگی مهران رسام برای ماه رمضان 87 تهیه کرد. در این مجموعه فرامرز قریبیان، افسانه بایگان، مهراوه شریفی‌نیا، پوریا پورسرخ، رحیم نوروزی و لیندا کیانی بازی می‌کنند.

خلاصه داستان:
این مجموعه قصه‌ یک وکیل با بازی بایگان را دنبال می‌کند که به همراه همسرش ( قریبیان) و پسرش (پورسرخ) و عروسش (کیانی) زندگی آرامی دارد، اما او یک شب خوابی عجیب می‌بیند که زندگی او و خانواده‌اش را دستخوش تغییر و تحول می‌کند...

حاشیه‌ها:
- قبل از "روز حسرت"، ساخت مجموعه "گل‌های گرمسیری" به کارگردانی محمدمهدی عسگرپور برای ماه رمضان شبکه یک آغاز و برای رساندن به موقع کار، تدوین و آهنگسازی آن هم همزمان کلید خورد. با اینکه بارها از سوی شبکه یک و عوامل اعلام شد "گل‌های گرمسیری" ماه رمضان از شبکه یک روی آنتن می‌رود، اما ناگهان پروژه "روز حسرت" جایگزین آن شد.
- مهران رسام و سیروس مقدم بعد از گرفتن گوی رقابت از حریف تا دو هفته خبری از پروژه به خبرگزاری‌ها و مطبوعات نمی‌دادند. عنوان مجموعه "روز حسرت" هم در ابتدا "برزخ" بود که بعد از گذشت دو تا سه هفته از تصویربرداری نام آن تغییر کرد.
- رسام تا مدت‌ها حاضر به گفتن خلاصه داستان "روز حسرت" نبود و به گفتن یک جمله که داستانی متفاوت و ماورایی است، بسنده می‌کرد، اما بعد از مدتی خلاصه داستان مجموعه از سوی شبکه یک در اختیار رسانه‌ها گذشته شد.
- مقدم با کارگردانی مجموعه "روز حسرت" سومین سال است مجموعه‌ای برای ماه رمضان می‌سازد. او سال 81 مجموعه "عروج" را با حضور عبدالرضا اکبری، رامبد شکرآبی، کتایون ریاحی و لادن طباطبایی و سال 86 "اغما" را با نقش‌آفرینی امین تارخ، لعیا زنگنه، ایرج نوذری، حامد کمیلی، شیرین بینا، ناصر ممدوح و عبدالرضا اکبری ساخت.
- مقدم با ساخت مجموعه "اغما" با یک موضوع ماورایی مورد تقدیر عزت‌الله ضرغامی رئیس رسانه ملی قرار گرفت.
- قریبیان که تاکنون در مجموعه‌های مناسبتی بازی نکرده بود، بخت خود را با "روز حسرت" امتحان کرد.
- علیرضا افخمی بعد از نوشتن چند قسمت از فیلمنامه "روز حسرت" و مورد توجه قرار نگرفتن مدیران شبکه از ادامه کار انصراف داد و مجموعه تا چند روز معلق ماند، اما بعد از چند روز افخمی با نوشتن یادداشتی اعلام کرد مشکلی ندارد با پروژه ندارد و همکاری با آن را ادامه می‌دهد.
- بایگان با بازی در مجموعه "روز حسرت" بعد از مجموعه "پیامک از دیار باقی" دومین بار بود در یک مجموعه مناسبتی به کارگردانی مقدم همکاری کرد. گفته می‌شد او برای بازی در "روز حسرت" قرارداد خود را برای بازی در فیلم "حریم" به کارگردانی رضا خطیبی لغو کرد.

"نردبام آسمان" (1388)
شبکه یک مجموعه تلویزیونی "نردبام آسمان" را به کارگردانی محمدحسین لطیفی و تهیه‌کنندگی محسن علی‌اکبری برای ماه رمضان سال 88 آماده کرد. در این مجموعه وحید جلیلوند، برزو ارجمند، حسن پورشیرازی، وحید جلیلوند، ماهچهره خلیلی، شبنم قلی‌خانی، ویشکا آسایش و فرهاد قائمیان بازی کردند.

خلاصه داستان:
"نردبام آسمان" مجموعه‌ای تاریخی است که زندگی‌ غیاث الدین جمشید کاشانی ریاضیدان برجسته، منجم ،‌کاشف عدد پی و فیلسوف قرن نهم هجری را در دو مرحله کودکی تا نوجوانی و بزرگسالی در زمان زمامداری مغول ها در ایران روایت می‌کند.

حاشیه‌ها:
- در ابتدا قرار بود در ماه رمضان سال 88 مجموعه "شب هزار و یکم" به کارگردانی علی بهادر و تهیه‌کنندگی علی لدنی پخش شود، حتی در نشست خبری ویژه برنامه ماه رمضان اعلام شد، اما در دقیقه 90 "نردبام آسمان" جایگزین این مجموعه شد. نکته جالب این بود که ضرغامی در بخش خبر ساعت 22 شبکه دو مجموعه‌های ماه رمضان را اعلام کرد و گفت: تلویزیون سعی دارد بهترین مجموعه‌ها را برای ماه رمضان پخش کند. بعد از اعلام ضرغامی همه متوجه تغییر در مجموعه ماه رمضان شبکه یک شدند.
- محمدحسین لطیفی بعد از ساخت مجموعه‌های موفق و پرمخاطب "همسایه‌ها"،‌ "سفر سبز" و مجموعه‌های مناسبتی "وفا" و "صاحبدلان" در پنجمین تجربه تلویزیونی‌اش "نردبام آسمان" را در ژانر تاریخی ساخت. او از کارگردانانی است که تنها در ژانر خاصی کار نمی‌کند.
- شبکه یک اولین بار بود که در ماه رمضان مجموعه تاریخی پخش کرد.
- دکتر علی اکبر ولایتی مشاور این پروژه بود و دو بار از این مجموعه بازدید کرد. او در این بازدید "نردبام آسمان" را از نمونه‌های خوب تاریخ علم و تاثیر آن را بیش از صدها کتاب دانست.
- محمدحسین لطیفی قبل از پخش مجموعه "نردبام آسمان" گفت: سعی کرده‌ام دیالوگ‌های کار نه چندان محاوره‌ای باشد و نه چندان تاریخی تا مخاطب ارتباط برقرار کند. البته فکر می‌کنم بیننده در چند قسمت اول شوکه شود که کاری تاریخی با نوع روایتی می‌بیند که شبیه دیگر کارها نیست.
- وحید جلیلوند بعد از 9 سال دوری از فضای تئاتر از اجرا فاصله گرفت و در مجموعه "نردبام آسمان" بازی کرد. او قبل از پخش این مجموعه درباره میزان آزاد بودن بازیگران در ایفای نقش از سوی کارگردان گفت: خیلی زیاد، خیلی زیاد، خیلی زیاد! جو گیر نشده‌ام، اما کار کردن با حسین لطیفی نعمتی است که برای هر بازیگری آرزوی تجربه آن را دارم. چون می‌توان به او اطمینان کرد و همچون کوه پشت شماست. او در ایفای نقش بازیگر را آزاد می‌گذارد، اما پشت دوربین مراقب همه چیز است.
- شنیده شد شبنم قلی خانی برای بازی در "نردبام آسمان" از اسب افتاد، اما مشکل جدی برای او پیش نیامد.

یک شعر زیبا از سهراب سپهری

                                                          
زندگی با همه‌ی وسعت خویش

محفل ساکت غم خوردن نیست

حاصلش تن به جزا دادن و افسوردن نیست

زندگی خوردن و خوابیدن نیست

زندگی جنبش  جاری شدن است

از تماشاگاهه آغاز حیات تا به جای که خدا میداند
 
 
Zendegy bahameye vosate khish
 
mahfele sakete qam khordan nist
 
haselash tan be jaza dadanu afsurdan nist
 
zendegy khurdanu khabidan nist
 
zendegy junbeshe jari shodan ast
 
az tamashagahe aqaz hayat ta bejaee ke khuda midanad

(sohrab sepehri)
 

اسم شماچه رنگیه؟

اسم شما چه رنگی است؟!                 

به گفته ی روانشناسان همه ما به نحوی تحت تاثیر رنگها هستیم و به عبارت دیگر ( خود ) واقعی مان را با این رنگها نشان می دهیم. برای اسم هر فرد رنگ مخصوصی وجود دارد. که می‌تواند بر زندگی او تاثیر بگذارد.جالب است نه؟! اینکه شما بدانید برای اسمتان رنگ مخصوصی وجود دارد و می‌توانید راز شخصیتی خود را از لا به لای آن دریابید! باید بسیار جالب و هیجان انگیز باشد.پس به موارد زیر به ترتیب ذکر شده کاملا توجه کنید:

 

رنگهای هماهنگ با ارقام و حروف عبارتند از :

 

قرمز:     1       ش      ج     س      الف

نارنجی:‌ ‌‌‌2        ت      ث      ک       ب

زرد:      3        ی       ل     ص      ض

سبز:    ‌4        و       م       د        ژ

آبی:     5        چ       ن      ط       ظ

نیلی:   6        ح       خ       ف      -

بنفش:  7       ع       پ       غ       -

صورتی: 8       ز       ق        ه       -

طلایی: 9        ر       ذ        گ      -

 

برای اینکه با چگونگی موضوع آشنا شوید یک مثال می‌آوریم بدین شکل که اسم و فامیل خودرا روی برگه کاغذی می‌نویسید و بر اساس حروف و اعداد ذکر شده برای هر کدام،به رنگ مربوطه دست پیدا می‌کنید.

مثال : لیلا جلالی

ل3  ی3   ل3   الف1  ج1  ل3  الف1  ل3  ی3

سپس اعداد را با هم جمع می‌کنیم:

21=3+3+1+3+1+1+3+3+3

باز هم دو عدد را با هم جمع می‌کنیم:

3=1+2 عدد 3 مربوط به رنگ زرد است.

حال میتوانید مشخصات خود را بخوانید.

صورتی

دارای قدرت جسمی بالایی هستید بخاطر اراده ی بالایی که دارید میتوانید رویاهایتان را به راحتی به واقعیت تبدیل کنید. با مسئولیت ها به راحتی کنار می‌آیید و می‌توانید دیگران را در حل مشکلاتشان راهنمایی کنید.از نظر عاطفی فردی قوی و عمیق هستید.صمیمیت بیش از اندازه با دیگران سخت است.

 

قرمز

بسیار جاه طلب بوده و گاهی برای رسیدن به اهداف خود ممکن است از دیگران هم مایه بگذارید. قرمز رنگ حیات و جسارت است.همیشه تلاش دارید که آشکارا به فعالیت بپردازید و مورد توجه قرار بگیرید.بسیار خونگرم هستید و بسادگی تحریک می‌شوید. ممکن است در اوج شادی نیز ناگهان و با کوچکترین بهانه ای اخمهایتان در هم رفته و به لاک خود فرو بروید.باید سعی کنید که از انرژی فوق العاده تان در جهت مثبت استفاده کنید.

 

زرد

بسیار تیز هوش هستید.شخصیتی بسیار خوش بین و فعال دارید. هرگز در ابراز آنچه می‌خواهید بر زبان بیاورید کم نمی آورید.بخاطر زنده دلی ابتکار و مستعد بودنتان در بر قراری ارتباطی خوب با دیگران همیشه دور و برتان پر از دوستان مختلف خواهد بود.با وجودی که روحیه ی بسیار شادی دارید هرگز احساس رضایت نخواهید کرد مگر اینکه شادیهایتان را با دیگران تقسیم کنید.تنها ایرادی که ممکن است داشته باشید قدرت تخیل و تجسم بیش از اندازه تان است که گاهی شمارا در خود غرق می کند!اگر نتوانید انرژی و توانتان را در مسیر درستی هدایت کنید در آخرخواهید دید بیشتر کارهایی که با هدفی مشخص شروع کرده اید ناتمام مانده اند.

 

طلایی

در هر چیزی فقط حد بالای آن می تواند رضایت خاطر شمارا بر آورده کند. از طرف دیگر رفتار و کلامتان چنان جذابیتی دارد که به ندرت ممکن است کسی با شما آشنا شود ولی شیفته تان نشود. دانش و آگاهی شما نسبت به زندگی غیر قابل توصیف است. به هر چیزی با خوش بینی زیاد نگاه می کنید. می توانید معلم خوبی باشید و تمام تجربیاتتان را به دیگران نیز انتقال دهید.شرایط منفی را می توانید به بهترین موقعیت ها تبدیل کنید.

 

نیلی

زندگی شما بیشتر به زندگی عارفان شباهت دارد. با عشق و علاقه ای که به پاکی و زیبایی های دنیا دارید می‌توانید توان و شادی فوق العاده ای به افراد افسرده ببخشید .علاوه بر روحیه و شخصیت نوع دوست و انسان پروری که دارید ازیک حس ششم بسیار قوی برخوردارید که از این طریق نیز می‌توانید براحتی از مشکلات مردم با خبر شوید.

 

سبز

برای شما خیلی مهم است که برنامه روزانه داشته باشید.نظم و انضباط برایتان اهمیت زیادی دارد.بندرت ممکن است زنگیتان آشفته و بی هدف باشد. دیگران اغلب برای گرفتن راهنماییهای جدی نزد شما می‌آیند.برای حل مشکلات دیگران بشدت حرص می‌خورید.تکامل شخصیتی برایتان بسیار حائض اهمیت است و برای وسعت بخشیدن به دانش خود هرگز از آموختن دست بر نمی‌دارید. ترجیح می‌دهید بجای از شاخه ای به شاخه ی دیگر پریدن روی هدف ثابتی به فعالیت بپردازید.

 

بنفش

عاشق کند و کاو و جستجو در عمق هر پدیده هستید و شاید هم به همین دلیل عشق به علوم ماوراء الطبیعه در شما به حد کافی رشد کرده است.این باعث شده به رشته هایی چون فلسفه روی آورید هیچ اتفاقی را به راحتی قبول نمی‌کنید. مگر آنکه خودتان آنرا شخصا تجربه کرده باشید .برای حل مشکلات نیز راه حل را در درون خود می جویید. عاشق تنهایی هستید و هماهنگ شدن با دیگران کمی برایتان مشکل است.

 

آبی

به احتمال قوی دیگران شما را شخصی بدون تعارف و غیر تشریفاتی می‌دانند و شاید هم به همین دلیل برایشان جالب توجه هستید.آزادی برایتان ارزش زیادی دارد و هرگز نمی‌توانید در محیطی کار کنید که به شما تحکم شود و یا زیر نظر قرار دارید. اگر این همه دنبال تنوع هستید به این دلیل است که اعتقاد زیادی به حقیقت دارید وبرای همین زندگی با تمام مشکلات و سختی هایش برای شما ارزشی فوق العاده دارد.

 

نارنجی

شوخ طبعی و بذله گویی بخصوصی را که به ارث برده اید باعث شده محبوب دیگران باشید.دیگران از بودن با شما لذت برده و انرژی مثبت میگیرند.سعی می‌کنید همیشه لیوان را از نیمه پر آن ببینید و با بذله گویی خاص خود محیط را برای انجام کاری مثبت فراهم سازید. آماده کمک به دیگران هستید . رنگین کمان زندگی تان را دوست دارید تا زندگی را برای دیگران نیز زیباتر نمایید.

داستان مداد

پسرک پدربزرگش را تماشا کرد که نامه ای می نوشت .
بالاخره پرسید :
- ماجرای کارهای خودمان را می نویسید ؟ درباره ی من می نویسید ؟
پدربزرگش از نوشتن دست کشید و لبخند زنان به نوه اش گفت :
- درسته درباره ی تو می نویسم اما مهم تر از نوشته هایم مدادی است که با آن می نویسم .
می خواهم وقتی بزرگ شدی مانند این مداد شوی .
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید .

- اما این هم مثل بقیه مدادهایی است که دیده ام .
- بستگی داره چطور به آن نگاه کنی . در این مداد 5 خاصیت است که اگر به دستشان بیاوری ، تا آخر عمرت با آرامش زندگی می کنی .
صفت اول :
می توانی کارهای بزرگ کنی اما نباید هرگز فراموش کنی که دستی وجود دارد که حرکت تو را هدایت می کند .
اسم این دست خداست .
او همیشه باید تو را در مسیر ارده اش حرکت دهد .
صفت دوم :
گاهی باید از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی . این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار ، نوکش تیزتر می شود .
پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی .
صفت سوم :
مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه از پاک کن استفاده کنیم .
بدان که تصیح یک کار خطا ، کار بدی نیست . در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری مهم است.
صفت چهارم :
چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست ، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است .
پس همیشه مراقبت درونت باش چه خبر است .
صفت پنجم :
همیشه اثری از خود به جا می گذارد .
بدان هر کار در زندگی ات می کنی ردی به جا می گذارد و سعی کن نسبت به هر کاری می کنی هوشیار باشی و بدانی چه می کنی .

چیزی واسه نگرانی وجود نداره

فقط دو چیز وجود داره كه نگرانش باشی: اینكه سالمی یا مریضی.
اگر سالم هستی، دیگه چیزی نمونده كه نگرانش باشی؛
اما اگه مریضی، فقط دو چیز وجود داره كه نگرانش باشی: اینكه دست آخر خوب می شی یا می میری.
اگه خوب شدی كه دیگه چیزی برای نگرانی باقی نمی مونه؛
اما اگه بمیری، دو چیز وجود داره كه نگرانش باشی: اینكه به بهشت بری یا به جهنم.
اگر به بهشت بری، چیزی برای نگرانی وجود نداره؛
ولی اگه به جهنم بری، اون قدر مشغول احوالپرسی با دوستان قدیمی می شی كه وقتی برای نگرانی نداری!
پس در واقع هیچ وقت هیچ چیز برای نگرانی وجود نداره!!
امیدوارم همیشه سلامت و شاد باشی

نازنین من

چه می شد نازنين در فال من بودی که می خواهد ترا ؟ کاش مال من بودی
مرا کردی اسيرت فصل پيری، کاش به فصل کودکی همسال من بودی
                                                                                                  قیصرامین پور

در انتظار صبح

**شعری در وصف خدا**

پيش از اينها فكر مي كردم خدا
خانه اي دارد كنار ابر ها

مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتي از الماس خشتي از طلا

پايه هاي برجش از عاج وبلور
بر سر تختي نشسته با غرور

ماه برق كوچكي از تاج او
هر ستاره ، پولكي از تاج او

اطلس پيراهن او ، آسمان
نقش روي دامن او ،كهكشان

رعد وبرق شب ، طنين خنده اش
سيل وطوفان ،نعره توفنده اش

دكمه ي پيراهن او ، آفتا ب
برق تيغ خنجر او ماهتاب

هيچ كس از جاي او آگاه نيست
هيچ كس را در حضورش راه نيست

پيش از اينها خاطرم دلگير بود
از خدا در ذهنم اين تصوير بود

آن خدا بي رحم بود و خشمگين
خانه اش در آسمان ،دوراز زمين

بود ،اما در ميان ما نبود
مهربان وساده وزيبا نبود


در دل او دوستي جايي نداشت
مهرباني هيچ معنايي نداشت

هر چه مي پرسيدم، ازخود ، ازخدا
از زمين ،از آسمان ،ازابرها

زود مي گفتند :اين كار خداست
پرس وجوازكاراو كاري خداست

هرچه مي پرسي ، جوابش آتش است
آب اگر خوردي ، عذابش آتش است

تا ببندي چشم ، كورت مي كند
تاشدي نزديك ، دورت مي كند

كج گشودي دست ، سنگت مي كند
كج نهادي پاي ، لنگت مي كند

با همين قصه، دلم مشغول بود
خوابهايم، خواب ديو وغول بود

خواب مي ديدم كه غرق آتشم
در دهان اژدهاي سركشم

دردهان اژدهاي خشمگين
بر سرم باران گرزآتشين

محو مي شد نعره هايم، بي صدا
در طنين خنده ي خشم خدا ...

نيت من ، درنماز و در دعا
ترس بود و وحشت ازخشم خدا


هر چه مي كردم ،همه از ترس بود
مثل از بر كردن يك درس بود

مثل تمرين حساب هندسه
مثل تنبيه مدير مدرسه

تلخ ،مثل خنده اي بي حوصله
سخت ، مثل حل صدها مسله

مثل تكليف رياضي سخت بود
مثل صرف فعل ماضي سخت بود

تا كه يك شب دست دردست پدر
راه افتادم به قصد يك سفر

درميان راه ، در يك روستا
خانه اي ديدم ، خوب وآشنا


زود پرسيدم : پدر، اينجا كجاست ؟
گفت ، اينجا خانه ي خوب خداست!

گفت :اينجا مي شود يك لحضه ماند
گوشه اي خلوت، نمازي ساده خواند

با وضويي ، دست و رويي تازه كرد
با دل خود ، گفتگويي تازه كرد

گفتمش ، پس آن خداي خشمگين
خانه اش اينجاست ؟ اينجا ، در زمين ؟

گفت :آري ،خانه او بي رياست
فرشهايش از گليم و بورياست

مهربان وساده وبي كينه است
مثل نوري در دل آيينه است

عادت او نيست خشم و دشمني
نام او نور و نشانش روشني

خشم ،نامي از نشانيهاي اوست
حالتي از مهرباني هاي اوست

قهر او از آشتي ، شيرين تر است
مثل قهر مهربان مادر است

دوستي را دوست ، معني مي دهد
قهرهم ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌با دوست معني مي دهد

هيچ كس با دشمن خود ، قهر نيست
قهري ا وهم نشان دوستي است...

تازه فهميدم خدايم ،اين خداست
اين خداي مهربان وآشناست

دوستي ، از من به من نزديك تر
از رگ گردن به من نزديك تر

آن خداي پيش از اين را بار برد
نا م او را هم دلم از ياد برد

آن خدا مثل خيال و خواب بود
چون حبابي ، نقش روي آب بود

مي توانم بعد ازاين ، با اين خدا
دوست باشم ، دوست ،پاك وبي ريا


مي توان با اين خدا پرواز كرد
سفره ي دل را برايش باز كرد

مي توان درباره ي گل حرف زد
صاف وساده ، مثل بلبل حرف زد

چكه چكه مثل باران راز گفت
با دو قطره ، صد زهاران راز گفت

مي توان با او صميمي حرف زد
مثل ياران قديمي حرف زد

مي توان تصنيفي از پرواز خواند
با الفباي سكوت آواز خواند

مي توان مثل علفها حرف زد
با زباني بي الفبا حرف زد

مي توان درباره ي هر چيز گفت
مي توان شعري خيال انگيز گفت

مثل اين شعر روان وآشنا :
« پيش از اين ها فكر مي كردم خدا ...»

قیصرامین پور

تورا و بهار را ستوده ام...

از ازل تاکنون دوستت داشته‌ام و به تو عشق ورزیده‌ام و تکه نان‌های مهربانی را در سفره‌ام گذاشته‌ام. از وقتی که چشم گشوده‌ام تو را و بهار را ستوده‌ام و همه چیز و همه کس را به رنگ و شمایل تو دیده‌ام. یک روز گلدانی کوچک چنان مرا به وجد می‌آورد که گویی باغ‌های ابدیت از آن من است و روزی دیگر یک قطره باران مرا به عظمت وصف‌ناشدنی اقیانوس هدایت می‌کند.
همیشه آرزو کرده‌ام صدای ناصاف خود را به صدای شفاف تو گره بزنم و دست‌هایم را از نگاه سبز تو پر کنم.
همیشه همه اشیاء و گیاهان را در حال دویدن و رسیدن به تو دیده‌ام. گل سرخ گلبرگ‌هایش را به سمت تو باز می‌کند، باران به سمت تو می‌بارد، خورشید به سمت تو طلوع می‌کند، دریا به سمت تو موج می‌زند، نسیم به سمت تو می‌وزد و من به سمت تو بیدار می‌شوم.
از ازل تاکنون خالص‌ترین اشک‌هایم را جمع کرده‌ام تا با آن رودی بسازم که عاشق رسیدن به دریای تو باشد و همه پروانه‌هایی را که بالهایشان به رنگ توست، دوست داشته‌ام. هر روز یک شعر عاشقانه سروده‌ام و به کبوترها داده‌ام تا به تو برسانند.
همیشه تو را دوست داشته‌ام و با نفس‌های تو آینه‌ای ساخته‌ام تا عشق را به من نشان دهد و پنجره‌ای که عبور عاشقان را از آن تماشا کنم.