گناه گناه و ثواب تنها درنگاه و باور ما وجود دارد و ما انجام فعلهای اخلاقی را ثواب و انجام کارهای ضد اخلاقی را گناه می پنداریم در حالی که طبیعت به گناه و ثواب اعتقادی ندارد و تنها بر اساس اصول فیزیکی خود عمل می کند و کاری به اخلاق ندارد چرا که اخلاق ساخته ذهن انسان است که آنرا در طی قرون متمادی بر اساس نیازها و تجارب خود ساخته است ، اخلاق طبیعت همان قوانین فیزیکی طبیعت است که  غیر قابل تغییرند ،مثلا اگرکسی بهداشت را رعایت نکند مجازاتش این است که بیمار شود و یا اگر کسی راستگو باشد نتیجه اش این است که دیگران به سخن او اعتماد میکنند و یا اگر کسی به دیگران کمک کند دیگران نیز او را یاری می کنند و اگر کسی خود را در آب بیندازد غرق خواهد شد و اگر کسی زهر بخورد خواهد مرد و اگر کسی دنبال دانش برود آگاه خواهد شد و اگر به دنبال ثروت برود ثروتمند خواهد شد و اگر بدنبال دین برود دیندار خواهد شد و غیره . پس هر کسی نتیجه کارش را بر اساس قوانین طبیعت خواهد دید و هیچ کس نباید توقع داشته باشد که با انجام یک کار نتیجه دیگری بگیرد مثلا یک انسان دیندار نباید توقع داشته باشد با انجام فرایض دینی ثروتمند شود و یا دانشمند شود، ما نیز اگر می خواهیم به اهدافمان برسیم باید به قوانین طبیعت احترام بگذاریم و بر اساس این قوانین کارهای خود را برنامه ریزی کنیم تا به نتیجه ای درست برسیم زیرا اگر ما از قوانین طبیعت بطور نادرست استفاده کنیم نتایج نادرستی نیز خواهیم گرفت برای نمونه ما هرگز نباید توقع داشته باشیم که با جمع کردن سنگهای بیابان و یا به هم زدن آب یک حوض کسی به ما مزدی بدهد و یا به نتیجه مثبتی برسیم زیرا مطابق قانون سوم نیوتن هر کنشی واکنشی دارد و ما باید اعمال مورد نظرمان را بر اساس واکنش آنها انتخاب کنیم که برای ما سودمند باشند و مطابق اهداف ما باشند (به طور خلاصه می توانیم بگوئیم در طبیعت هر عملی عکس العملی دارد اگر این واکنش مثبت بود میتوانیم عملمان را ثواب بدانیم و آنرا تکرار کنیم و اگر این واکنش منفی و به زیان ما یا دیگران بود می توانیم آن کار را گناه بنامیم و از آن دوری کنیم . )